به نظر مى رسد دامنه جوك گويى اين روزها گسترش يافته است. به ويژه آنكه اكنون بيشتر مردم به واسطه دراختيار داشتن موبايل به سرويس S.M.S هم وصل هستند و جوك ها را تا فواصل دور هم به گوش يكديگر مى رسانند. ولى جوك ايرانى جدا از اينكه باعث خنديدن مى شود، گاه از محتوايى برخوردار است كه مى تواند نشانگر تغييرات و افكار حاكم بر مردم باشد. زبان جوك ها نيز براى زبان شناسان مى تواند قابل تأمل باشد، زبانى درنهايت ايجاز و فصاحت كه در خدمت انتقال پيام است.
با بررسى فرهنگهاى مختلف مى توان به نقاط اشتراكى دست يافت كه با ادبياتى متفاوت، موضوعى را در قالب هايى مشخص بيان مى كنند. «جوك» از جمله اين موارد است كه از آن به عنوان لطيفه هم تعبير مى شود.
صرفنظر از اينكه چه نوع ادبياتى در بيان جوكها به كار مى روند وچه تعريفى در اين باره مى توان ارائه كرد، پرسش اين است كه جوكها نشأت گرفته از اوضاع و احوال حاكم بر فرهنگ جامعه هستند؟ آيا به واسطه نبودن مجرايى براى اعتراض، كاركرد مى يابند؟ چه تناسبى ميان قدرت اعتراض كمتر و ظرفيت سازى بيشتر جوك وجود دارد؟ بسيارى ازمسائل و حقايق تلخى كه نمى شود به صورت عادى بيان كرد، در قالب طنز عنوان مى شود، در واقع مثل داروى تلخى كه درون يك كپسول بريزند و خنده براى طنز در حكم آن كپسول و حقيقت تلخ مثل آن دارو است.
اساساً جوك اصطلاحى فرنگى است كه در فارسى از آن با عنوان لطيفه و مطايبه یاد می کنیم. كسى كه مى خواهد جوك را تعريف كند اول بايد خنده را تعريف كند. يكى مى گويد: خنده به نوعى حل پارادوكس هاى درونى است. ديگرى مى گويد: شوخى اميال اوليه تهاجم در رفتار جنسى را كاهش مى دهد.آن يكى مى گويد: اميال سركوب شده انسان كه در واقعيت اقناع نمى شوند به وسيله شوخى و خنده تحقق مى يابند. نفر چهارم مى گويد: ميل به شوخى ريشه در كودكى ما دارد. با اين كار ما مى كوشيم به دوران كودكى نزديك شويم يا كودك درون خود را زنده كنيم. به قول فرويد هم، هنگام خنده «سوپر ايگو» (من برتر - وجدان سختگير انسان) كنار مى رود و «من عريان» مجال خودنمايى پيدا مى كند. به قول جديدى ها هم خنده پيروزى هيجان بر منطق است. يعنى بخش قديمى تر مغز (هيجان و عاطفه) بر بخش جديد مغز (عقل و منطق كه بعد اولى بر مغز سوار مى شود) غلبه مى كند. عده ای هم كه اعتقاد دارند آدمى يك حيوان «ضاحك» است، مى گويند: ناحيه اى از مغز كه به زبان آموزى مربوط مى شود، نزديك به قسمتى است كه به خنده مربوط است. خب امروز دانشمندان وقتى از انسان در حال خنده عكسبردارى مى كنند، مى گويند: ناحيه اى از مغز كه به خنده مربوط مى شود، در قسمت تحتينى _ ميانى قطعه پيشانى قرار دارد.
اگر در جهان، محتواشناسى طنز را سه پايه اى تصور مى كنند كه از مذهب، سياست و جنسيت تشكيل شده، مى توان گفت كه برخلاف طنز مكتوب كه پرداختن به هر سه پايه در ايران محدوديتهايى خودخواسته يا ديگرخواسته دارد، جوك ايرانى از همين فرمول سه پايه جهانى كنار نمى كشد. خاستگاه پنهانى جوك معمولاً ذهن مشترك مردمان است. البته اين خاستگاه بافتى اساطيرى دارد و هنگام نقل شفاهى سينه به سينه دچار تغييرات قالبى مى شود. كثرت و محتواى جوكها معمولاً متغير است. در سالهاى اول انقلاب، ميزان جوكهاى قوميتى بسيار كاهش يافته بود، اما در دو دهه اخير ميزان جوكهاى جنسى بسيار افزايش يافته است. اينجا معلوم مى شود چه تناسبى در شعور انقلابى مردم و ممنوعيتهاى اخلاقى با مسائل روز جامعه ما وجود دارد و چرا كمدى، آخر تراژدى است و چرا نتيجه انتظارى است كه به جايى نمى رسد؟
بر خلاف طنز مكتوب كه رابطه بين يك گوينده و چند مخاطب را شكل مى دهد، در حوزه جوك و لطيفه راوى متغير است و مهم ترين نقش در تعريف جوك بر عهده راوى است. اوست كه مى تواند با نمايشى انفرادى، باعث تركيدگى مخاطب يا سردسازى جوك شود.
لطيفه ها آيينه اى هستند كه روحيات جامعه را منعكس مى كنند و اگر از نظر روانشناسى و جامعه شناسى مطالعه كنيم، به نتايجى مى رسيم. به عنوان مثال، بعضى وقتها لطيفه سياسى «برد» بيشترى دارد كه اين خود نشان دهنده يك نوع اعتراض و مبارزه است. گاهى نيز لطيفه جنسى زياد مى شود كه اين يك نوع «تابو» شكنى است
در شرايط فعلى و با گسترش فناوريهاى جديد در ايران، ادبيات شفاهى و جوك نيز رويكرد قابل ملاحظه اى به اين موضوع داشته اند. به طورى كه سيستم ارسال پيامهاى كوتاه از طريق تلفنهاى همراه به راهى براى بيان جوكها بدل شده است.
از منظری دیگر باید توجه کرد که از نظر ارتباطی پاردو کسی به اهمیت پارادکس راسل در مورد رابطه جوک و S.M.S در اينجا شكل مي گيرد. از يك سو استفاده از S.M.S سبب حذف ارتباطات شفاهي مي شود كه از نظر ارتباطي موفق ترين شكل ارتباط است. سويه ديگر پارادكس اين است كه S.M.S و دنياي مجازي محملي جديد براي ارتباطاتي فراهم مي كنند كه عملا در دنياي ارتباطات شفاهي به واسطه برخي ملاحظات سانسور مي شوند.
اينجا به نظر مي رسد مبحث اخلاق رسانه اي جاي مطرح شدن پيدا ميكند.

