تبليغاتX
شهر آشوب

شهر آشوب

یاداشتهای زیر زمینی

+ نوشته شده در  85/07/30ساعت   توسط سروی  | 

+ نوشته شده در  85/07/25ساعت   توسط سروی  | 

هرگز از مرگ نهراسیده ام 

 اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود

 هراس من باری ، همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون باشد

+ نوشته شده در  85/07/20ساعت   توسط سروی  | 

+ نوشته شده در  85/07/18ساعت   توسط سروی  | 

آنان‌که بر قله‌ی قدرت نشسته‌اند دیگر حتی علاقه‌ی به پنهان‌کردن نظام انحصاری ندارند؛ همچنان‌که خشونت این نظام آشکار تر می‌شود، قدرتش نیز فزونی می‌گیرد. حاصل کار همان مغز شویی و نیازهای از پیش ایجادشده‌ی است که در متن آن وحدت سیستم هر روز قوی‌تر و مستحکم‌تر می‌شود… هر نوع توجیه در حکم توجیه نفس سلطه است.

 

+ نوشته شده در  85/07/18ساعت   توسط سروی  | 

شعری از سيدعلى صالحى
085158.jpg

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/07/16ساعت   توسط سروی  | 

يكي از نازنين دوستانم شعري از مولانا برايم e.mail كرده كه زيبايي اش را باهم قسمت كنيم

                            ***

چاره‌اي كو بهتر از ديوانگي

بگسلد صد لنگر از ديوانگي

اي بسا كافر شده از عقل خويش

هيچ ديدي كافر از ديوانگي

رنج فربه شد برو ديوانه شو

رنج گردد لاغر از ديوانگي

در خراباتي كه مجنونان روند

زود بستان ساغر از ديوانگي

اه چه محرومند و چه بي‌بهره‌اند

كيقباد و سنجر از ديوانگي

شاد و منصورند و بس با دولتند

فارسان لشگر از ديوانگي

بر روي بر آسمان همچون مسيح

گر تو را باشد پر از ديوانگي

شمس تبريزي براي عشق تو

برگشادم صد در از ديوانگي

 

+ نوشته شده در  85/07/15ساعت   توسط سروی  | 

"تنها به خاطر آنان که اینروزها امیدخود را  از دست می دهند  نور امید در دلهای ما تابیدن گرفته است"                                                   والتر بنیامین 

+ نوشته شده در  85/07/08ساعت   توسط سروی  | 

"حتی در دل تاریکی هم میان آنکه می بیند و آنکه نمی بیند تفاوت است"

                                                                                     والتر بنیامین

+ نوشته شده در  85/07/08ساعت   توسط سروی  | 

خواب و مرگ، عقابهاى غمين تمامى شب

بر گرد اين سر مى‌گردند

باشد كه تا خيزاب جاويد يخزده

تصوير طلايى انسان را فروبلعد.

جسمى ارغوانى بر صخره‌هاى سهمناك

دريده مى‌شود از هم

و آوايى ظلمانى داد مى‌خواهد بر فراز دريا.

خواهر ماخولياى طوفانى، بنگر

زير ستارگان، زورق ترسانى غرق مى‌شود

در رخسار خامش شب
+ نوشته شده در  85/07/06ساعت   توسط سروی  | 

 چیزی حدود نود سال پيش  گئورگ تراكل شاعر برجسته اتريشى مرگى خودخواسته را اختيار كرد، شاعرى كه به شاعر خزان، انحطاط و زوال جهان معروف شد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/07/06ساعت   توسط سروی  | 

 

دستاوردهای تمدن محصول  والایش اند ، محصول همان عشق-نفرت اکتسابی

نسبت به تن و خاک،که" سلطه" بندناف آدمیان با آن دو را سبعانه بریده است.

+ نوشته شده در  85/07/01ساعت   توسط سروی  |